...
واقعیت تلخه...
اما باید باورش کنم...
"ما"ی شرعی و قانونی واسه ما وجود نداره...
[[البت اینجور که تو میخوای...!]]
*داغ دونی بازه...همین یه بار...بی تاروپود....
*یه هفته پیش یه چی نوشتم, ثبت نشد, فهمیدم نباید نوشته میشد...
پی نوشت:
زندگی کردن من مرگ تدریجی بود *
آنچه جان کند تنم , عمر حسابش کردم...
*یکی نوشت مرگ تدریجی...نخواستم روشو زمین بندازم...اما "زندگی کردن من مردن تدریجی بود".